یک روز من و پدرم رفتیم، خاک از جلوی باغچه بلوک 5 برداشتیم . دم استخر یک آقا مشغول چیدن برگ های اضافی درختچه ها بود و ما به آن آقا گفتیم که برگ های اضافی را به ما دهد و ما برگ ها را خرد کردیم و آنها را در آفتاب گذاشتیم تا خشک شود.

من و برادرم، پدر و مادرم و عمه رفتیم مرکز خرید به نام کارفور و چیزهای زیادی خرید کردیم . میوه جات ، گوشت و لبنیات و ... و وسایل باغبانی از جمله 9 گلدان ، سه بسته خاک نرم و بیلچه خریدم.
شب به خانه برگشتیم و بعد از خوردن شام به کار باغبانی به همراه پدرم مشغول شدیم.

در هر گلدان ابتدا سنگ می گذاشتیم و بعد خاک باغچه، مقداری برگ خشک، خاک نرم، خاک نرم  قاطی شده با تخم سبزی و در آخر هم یه کم خاک نرم قاطی شده با خاک باغچه . حالا 7 تا گلدان برای 7 نوع سبزی داریم ولی نمی دانم هر گلدان مربوط به کدام سبزی است رویشان را عدد گذاشتیم.

و بعد به گلدان ها آب دادیم و ایوان خانه مان را تمیز کردیم.
سه روز گذشت و هر روز با اسپری آب، به گلدان ها آب می دادیم .

 امروز که می خواستیم به گلدان ها اب دهیم دیدیم که گلدان شماره 1 ، 2 و 3 جوانه داده است.

قربانت – نگار - پایان