نامه ی ششم

سلام 

من دو سه ماه نتوانستم نامه بنویسم چون درس هایم بسیار سنگین بود و تمام حواسم پیش درس بود. حالا خوش حالم یک نامه ی دیگ می نویسم.خنده

بابافقط من لوازم هایم مانند پلی کپی ام را جا می گذارم اما سعی می کنم  جا نگذارم و میتوانم.

بابا راستی نوید پسر امو یم با همسرش هفته ی پیش از کربلا امد .

قربانت نگاربای بای 

/ 5 نظر / 28 بازدید
پروین پاکزادمنش

به به خانم نگار. نگار جان انگار خیلی سرت شلوغ بوده. نگار جان می دانم که نوشتن این متن زیبا برایت کمی سخت بوده با این حال پیشنهاد می کنم قبل از اینکه آن را در وبلاگت بگذاری یک بار بخوان تا غلط های دیکته ای آن را تصحیح کنی. خیلی دوست داشتنی هستی!

بابا سعید

سلام دخترم نگار جان. امیدوارم که حالت خوب شده باشد و دیگر سرماخوردگی نداشته باشی. دلم برایت تنگ شده است. از اینکه برایم نامه نوشتی سپاسگزارم. خیلی خوب نوشتی. دست شما درد نکند. فقط چند تا غلط کوچک داری : مانند امو که خوب اینطوری باید می نوشتی : عمو و یا اینکه نوشتی نامه ی دیگ : که باید باشد نامه ی دیگر. پیشنهاد پروین خانم خوب است که وقتی متن را تایپ کردی اول بخوان و بعد وارد اینترنت کن. موفق باشید. بابا سعید

آنیا

سلام بلاخره این دخمل گلی اومد .[ماچ] منو که یادته ؟؟؟ دختر خاله نینا[نیشخند]

نوید

سلام نگار من نویدم خوبی مادرت خوبه نامهاتو خوندم خیلی خوب بود آفرین اگه کاری داشتین به من بگین نگار سلام برسون[چشمک]تلفن منم داشته باش 09122724060 اینم مغازه33795454و33795554

سلام نگار خوبی نویدم خبری ازت نیست .[لبخند]نامهای جدید ننوشتی حتمآ درس داری [چشمک]مواظب خودت باش [گل]سلام برسون فعلآ[خداحافظ]